تبليغاتX
فصل مشترک

فصل مشترک

استاد مي گوید :

  دو خدا وجود دارد. خدايي كه استادان دانشگاه درباره او به ما مي آموزند ، و خدايي كه خود به ما مي آموزد. خدايي كه مردم هميشه درباره اش صحبت مي کنند ، و خدايي كه خود با ما سخن مي گوید. خدايي كه هراسیدن از او آموخته ايم ، و خدايي كه از عطوفت با ما سخن مي گوید.

دو خدا وجود دارد ، خدايي كه در بلنداست ، و خدايي كه در زندگی روزمره ما حضور دارد. خدايي كه از ما مي طلبد ، و خدايي كه قرض های ما را مي بخشد. خدايي كه ما را با آتش دوزخ تهدید مي كند ، و خدايي كه بهترین راه را نشان ما مي دهد.

دو خدا وجود دارد ، خدايي كه ما را زیر بار گناهان مان خرد مي كند ، و خدايي كه با عشق خويش ما را آزاد مي سازد./

              ««    متنی برگرفته از كتاب مكتوب / پائولو كوئليو   »»

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 13:45  توسط من  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 23:26  توسط من  | 

پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد.
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 20:26  توسط من  | 

(((سلام
خوبي؟؟
ببخشيد که اينقدر رک حرف مي زنم
تو معلومه چت شده؟؟
رک بگم که اصلا انتظار اينجور نوشته ها رو تو وبلاگ تو نداشتم
مي دونم جک خوبه
اما وبلاک تو چيز ديگه اي بود
هر وقت ميومدم
يه پست به درد بخور و آموزنده بود
يه تجربه ناب
اما حالا چي؟؟
نمي دونم چي شده
خيلي وقته از خودت خبري نيست

هميشه يه پاي کامنت تو پست هام خودت بودي
چرا دروغ بگم
تا قبل از امروز فکر مي کردم که تو مرد هستي
اما با اين ماجراي جنين که نوشتي و اين عکس مادر باردار
مگه تو شوهر داشتي؟؟
نمي دونم
کامل گيج هستم
اميدوارم که هر جا که هستي حالت خوب باشه و سالم باشي
اگه وقت کردي يه سر به من بزن و يه خبري از حالت به من بده
ممنون مي شم که بدونم خوبي
فقط همين)))

اين کامنت خصوصي رو يکي از خواننده هاي قديميم برام گزاشته

من همين جا از حقانيت مردانگي خودم دفاع ميکنم و در مقابل افراد قلم به دست مزدوري که اونو در مقابل گزاشتن چند عکس که زيبايي حس آفرينش يک مخلوق را نشان ميده زير سوال ميبرند حاضرم اعلام کنند که ميتوانند بيايند خود از نزديک ببينند يا امتحان کنند

اما اين دوست عزيزم حق داره

تو پستهاي قبليمم (مثل پست ۱۷۳) به اين موضوع اشاره کردم

اين به خاطر تغيير و تحول منه که دارم از يه مرحله به مرحله ديگه هجرت يا شايد درستتر بگم پيشرفت ميکنم

یا لااقل این طور فکر میکنم

حالا من چي براتون بنويسم؟

از دنيايي که دارم ترکش ميکنم يا دنيايي که هنوز دستو حسابي بهش آشنا نيستم

اينکه دارم تبديل ميشم به چيزي که ۱ عمر ازش بدم ميومده ؟

درسته که لازمه تا من اين راه رو برم حتي به رغم اينکه من ازش بدم بياد

چون تو زندگي خيلي جاها نظر شخص مطرح نيست و فقط بايد کار انجام شود

گاهي به نام منافع خود فرد و گاهي به نام منافع جامعه يا ديگران

اما لازم نیست که فریادش بکشم

همين و بس

حس ميکنم هنوز براي نوشتن زوده

يا اگه بهتر بگم فعلآ چيزي براي گفتن ندارم

حس ميکنم تمام حرفهاييم که تا حالا زدم خيلي احمقانه بوده

حس ميکنم چيزهاييرو که ميخوام بگم همه ميدونن يا گفتنش بي فايدس

هنوز با وضعيت جديد درست کنار نيومدم

شايد براي همين نوشتن هنوز برام سخته

دارم خيلي عذاب ميکشم و سختيهاي زياديو تحمل ميکنم

خدا کنه زودتر اين دگر گيسي تموم بشه و من پوست بندازم

ديگه داره خسته کننده ميشه

اما به زودي بر ميگردم

با يه دنياي جديد و کلي حرف تازه

بابت کامنتها هم عذرخواهي منو بپزيريد چون دير به دير آپ ميشم و تعدادشون زياد ميشه و ۲ راه برام ميمونه

۱-بدون اينکه بخونم يه جواب هچل هفت بدم

۲- اصلآ جواب ندم

که به نظر من دومي خيلي بهتر از اوليس

همين جا ميخوام از دوستان عزيزي که منو راهنمايي ميکنن نگرانم هستند منو مرور ميکنند يا منتظرم ميمونند تشکر کنم

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 20:24  توسط من  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 17:50  توسط من  | 

به ترکه ميگن اون پيامبري که رفت تو شکم ماهي اسمش چي بود؟ ميگه: پدر ژپتو

تركه ميره جهنم بعد چون كاراي بدش كم بوده بهش ميگن برا ارفاق بهت اجازه ميديم كه خودت انتخاب كني كه بري جهنم خارجي ها يا ايرانيها ؟ تركه با خودش ميگه كه بابا كل عمر مونو ايران بوديم بزار لاقل اينجا رو بريم بين خارجيا خلاصه ميگه منو ببرين پيش خارجيها ميبرنش و هرروز سرب داغ ميريختن تو حلقشو چوبه نيم سوز ميكردن اونجاشو از اين بد بختيا بعد بين جهنمه خارجيا و ايرانيا يه فنس بوده اين تركه ميبينه كه تو جهنم ايرانيا همه حال ميكنن نه آتيشي هست دارن ميزنن و ميرقصن . ميره پشت فنس و از يكي از ايرانيا مي پرسه جريان چيه چرا جهنم شما اينقدر باحاله ايرانيه ميگه: اينجا اصلا آتيش نداريم چون يه روز گازوئيل نيست يه روز گازوئيل هست كبريت نيست يه روز جفتش هست مسئول آتيش نمياد خلاصه همش يه چيزي كمه(تا شما باشين همش نگين خارج خوبهمن)

تركه با دوست‌دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتا ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم

ترکه زنگ مي زنه صدا و سيما و با ناراحتي مي گه : چرا شما برنامه هاي مبتذل پخش مي کنين؟ مسوول با تعجب مي گه : چه برنامه اي ؟ ترکه مي گه: همين سريال امام علي! مسول با تعجب بيشتر مي گه : کجاي سريال مشکل داشت؟ ترکه مي گه : همين قسمت هايي که قطام به آرامي راه ميره. در اين حالت ،تلويزيون ما پرش داره و چيزهايي که نبايد ببينيم را مي بينيم

ترکه يه دختر خوشگل رو توي اتوبوس مي بينه.ازش مي پرسه: ببخشين خانوم...دوست دختر که مي گن ، شمائين

ترکه را توي استخر ميگيرن و مي خوان واسه شاشيدن توي آب جريمه اش کنند.ترکه با داد و فرياد مي گه: بابا همه توي آب مي شاشن! مسوول استخر مي گه : بله . ولي نه از روي دايو

تو جاده پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 58هزار تومن پول شدي. حالا مي خواي باهاش چيكار كني؟ مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم . زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اكس مي زنه پرت و پلا مي گه . بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مي ياد : از مرز رد شديم يا نه؟

يه روز يارو سوار هواپيما مي شه، يهو هواپيما سقوط مي کنه... اين قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمي کنه!

سه نفر مي ميرن، از حيف نون مي پرسن به نظرت اينا مي رن بهشت يا جهنم؟
مي گه: اولي بايد بره به بهشت، دومي بايد بره به جهنم، سومي رو هم بايد بفرستن توي طويله. مي پرسند چرا؟مي گه:
اولي متاهل بوده، دنيا براش جهنم بوده،
دومي مجرد بوده، دنيا براش بهشت بوده،
سومي متاهل بوده، زنش مُرده... مرتيکه الاغ رفته دوباره زن گرفته!

حيف نون مي ره ماشينش رو بيمه کنه، آقاهه بهش مي گه: خدا کنه هيچ وقت از اين بيمه استفاده نکني. حيف نون مي گه: الهي تو هم از اين پول خير نبيني!

تركه ميره مسابقه قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه

تركه ميره مشهدميگه يا امام علي.قربون اون سره بريدت برم كي ميشه ظهوركني من اينقدر نيام قم

مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده ، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن

ترکه لب دريا نشسته بوده که در همين موقع پري دريايي از راه مي رسه. ترکه مي گه : پري خانم با من ازدواج مي کني ؟پري مي گه : آخه من که آدم نيستم. ترکه مي گه : مگه من آدمم؟

تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم

ترکه داشته ماشينشو ميشسته ازش ميپرسن چرا اول از پلاکش شروع کردي؟ ميگه دفعه پيش که از سقف شروع کردم به پلاک که رسيدم ديدم ماشين خودم نيست

ترکه ميره تو مسابقات المپيک شرکت کنه ازش ميپرسن به چه مقامي فکر ميکني؟ ميگه به مقام معظم رهبري

يه بار ترکها تبريز روگلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقيق کردندفهميدندکه گلها را با گلدان پرتاب کرده اند


ترکه براي اولين بار ساندويج مي خوره وقتي ميرسه منزل ، خانمش مي پرسه : ناهار چي خوردي ؟ ترکه مي گه: والله اسمش يادم نيست. ولي هر وقت بازش مي کردم ، شبيه مال تو بودو وقتي مي بستمش ،شبيه مال من مي شد

ترکه داشته گل خداداد عزيزي را به استراليا تماشا مي کرده، تلويزيون صحنه گل را چند بار با حرکت آهسته نشان مي ده . ترکه شاکي مي شه . ميگه : حالا اونقدر آهسته نشون بدين تا اون دروازه بانه توپ رو بگيره

تركه به دوست دخترش ميگه اچ اي وي گرفتم دوست دخترش ميگه جدي ميگي جي ال ايكستو فروختي

تركه ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم

تركه ميره پارتي فرداش دوستش ميگه ديشب خوش گذشت؟ميگه آره خيلي باحال بود من را هم خيلي تحويل گرفتن اسم يه گل هم روم گذاشته بودن هي مي گفتن اسگل بايد برقصه اسگل بايد برقصه

به يه تركه ميگن حموم چند بخش ميگه دو بخش: مردونه , زنونه

تركي توي خيابون راه ميرفته تركه مي بينه يك خر پشت سرش راه مياد.تركه به خر ميگه تو كي هستي ...خر ميگه!ها من وجدانت بيدم

ترکه از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود

به ترکه مي گن ديويد بکهام رو مي شناسي ؟ مي گه : آره سره کوچمون تعويض روغني داره


يك تركه نصف شب توي خيابون رانندگي مي كرد كه يك دفعه ترمز نميگيره از اون طرف يك كاميون مي اومد تركه به بغل دستي اش كه خواب بود گفت : اصغر بلند شو اين تصادف رو ببين

تركه مي ميره اون دنيا ازش مي پرسند چرا مردي . مي گه داشتم شير مي خوردم . مي گن خب پس شيره فاسد بوده مي گه نه گاوه نشست زمين

به ترکه ميگن کامپيوتر بلدي ؟ ميگه: اي... تا حدودي. ميگن خوب حالا کامپيوترو روشن کن ! ميگه: اوووووه نه تا اين حد

جوک غضنفري
ازغضنفر ميپرسن چرا محلتون آسفالت نشده؟؟ ميگه بسم الله الرحمن الرحيم با سلام خدمت شما و بينندگان عزيز و همچنين پرسنل محترم شهرداري و مقام معظم رهبري و خانواده محترم شهداي دفاع مقدس، جانبازان، معلولين و ايثارگران، من بچه اين محل نيستم
جوک لري
به لره ميگن يه پيامبر زن نام ببر ؟ ميگه : پيامبر اکرم
جوک قزويني
يه بچه تو قزوين گم ميشه پليس ميگه از يابنده تقاضا مي شود امشب که هيچي فردا بچه رو به ما بدهد که ما پس فردا بديم به خانوادش

يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته غضنفر هاا تو كوچه بن بست گير كرده

دعاي غضنفر بعد از نماز : خدايا مواضب خودت باش

جوک خفن
غضنفر ميره کتابخونه کتابشو پس بده به کتابدار ميگه کتاب شخصيت زياد داشت اما قصه نداشت !!!
کتابدار بهش ميگه پس تو بودي دفترچه تلفن مارو برداشتي!!!
اس ام اس پر معنا
پرنده اي بودم آزاد . . . به بهانه ي دانه اي در دام شدم تا کسي نداند که من عاشق صيادم !
اگه دزدي حرومه پس چرا تو هي نگاهتو از من ميدزدي ؟

يه تيكه آهن محكم روي پاي يه اصفهاني ميفته داد ميزنه ميگه آااااااااااااخ كفشم

جک***اسمس***آف جالب

يه روز غضنفر ميره بانك تا چكش رو نقد كنه. بانكيه بهش ميگه چك سيباس؟ غضنفر جواب ميده نه! مال گردوهاي پارساله.

يه گنجشكه با موتور تصادف ميكنه از هوش ميره ،وقتي به هوش مياد ميبينه تو قفسه ،تو سرش ميكوبه ميگه واي ي ي بيچاره شدم ، موتوريه رو كشتم

يارو به يه دختر ميگه اسمت چيه؟
دختره بهش ميگه "شراره" ولي بچه ها صدام ميکنن شراب ناب
يارو ميخواد يعني کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگ

..............................

از دختره مي پرسن شوهر چند حرف داره؟ ميگه اگه پيدا بشه حرف نداره!

..............................

به گربه چيني مي گن اسمت چي؟ه ميگه: ميونگ!

يه آدمخوار غضنفرو دنبال ميکنه، غضنفر ميره بالاي درخت. آدمخواره ميگه: بيا پايين! غضنفر ميپرسه: واسه چي بيام؟ آدمخواره جواب ميده: آخه من آدمخورم. غضنفرميگه: اِ....حالا ه موقع خوردن رسيد ما آدم شديم!!!

.................................

 

غضنفر زنگ ميزنه فلسطين زود قطع ميکنه ازش دليلش رو ميپرسند ميگه: مي خواستم ببينم هنوز اشغاله يا نه.

طرف ميره کنسرت ابي ... کنسرت که تموم ميشه هرکي يه چيزي گفت : ابي صداتو ... ابي نفستو .... طرفم جو ميگيرتش بر ميگرده ميگه : ابي دهنتو !!

ماشين پيکاني با شماره پلاک تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه، پليس آژير کشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد: تهران صلي الله بزن کنار!

غضنفر زنشو ميبره سونوگرافي بهش ميگن بچت پسره ميگه تو رو قرآن اسمش چيه ؟


به طرف ميگن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکني چه احساسي داري ؟؟ ميگه احساس گناه !!!!!!!!! ميگن چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست

به غضنفر مي گن: مي دوني امام رضا رو چه جوري شهيد كردن؟ مي گه : آره، نامردا تو حرمش بمب گذاشتن

.....................

به پيره زنه ميگن :ننه ؛ شوهرت بديم يا بفرستيمت مکه؟؟ميگه: ننه ؛ مکه که فرار نميکنه

.....................

غضنفر مي ره تعليم رانندگي،ازش مي پرسن چه طور بود؟مي گه خوب بود اما مربيم خيلي مذهبي بود چون هر طرف مي پيچيدم مي گفت يا حسين!

.....................

به يارو مي گن بن بست رو تعريف کن.مي گه:ميري....ميري....ديگه نميري

.....................

يکي رو به زور وادار به نماز خوندن ميبکنن.بعد مي بينن نشسته همين جوري داره دعا مي کنه.ميرن گوش مي دن مي بيننداره ميگه:خدايا اينا منو به زور وادار کردن به نماز خوندن تو خودت قبول نکن!

يك روز يه نفر ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه كسي درو باز نميكنه با خودش ميگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم

........................

-يارو يه آخوندو مي بينه و بهش ميگه : خدا وکيلي يعني سرت اينهمه درد مي کنه

........................

-زن: عزيزم! يادته روز خواستگاري وقتي ازت پرسيدم چرا مي خواي با من ازدواج کني، چي گفتي؟ شوهر: آره، خوب يادمه، گفتم: مي خواهم يک نفر را در زندگي خوشبخت کنم. زن: خوب، پس چي شد؟ شوهر: خوب، خوشبخت کردم ديگه. زن: کيو خوشبخت کردي؟ شوهر: همون بيچاره اي رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه

........................

يه غضنفر از سوراخ در نگاه ميکنه ميبينه زنش با يه مردست. ميگه اون- که زنمه اون مرده هم که خودممم. پس اين بي ناموس
کيه داره از سوراخ در ديد ميزنه؟؟؟؟

........................

شخصيهمش دعا مي کرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه عوض اين همه دعا برو زن بگير 

........................

به غضنفر ميگن اگه امريكا به ايران حمله كنه تو چيكار مي كني ؟-
ميگه: اولا خونسردي خودم رو حفظ مي كنم
دوما زنگ مي زنم به 110 

........................

يارو سواره تاکسي ميشه . زنشو ميشونه روي صندلي جلو که راننده تو- آينه نبينتش


رشتيه مياد خونه مي بينه زنش با لباس زير وسط اطاق ايستاده.
ميگه: ..اووو... خدا قوت، با لباس كار مي بينمت

  ترکه با احساسات دوست دخترش بازي مي کنه، سه هيچ مي بازه

عربه ميره حرم امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده چهار پنج بار اين حرفو تكرار كرد يه نفر ديگه هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده چندين بار تكرار كرد  عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار حواسش به ما باشه

.....................

غضنفر يه آينه رو زمين پيدا ميکنه. برش ميداره عکسش مي افته توش ميگه " ببخشيد نميدونستم مال شماست

.....................

غضنفر ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميده، بعد از يه مدت دوستاي لرش بهش مي گن ياد گرذفته حرف بزنه يا نه؟ لره مي گه:ياد که نگرفته ولي خيلي توجه مي کنه

.....................

از غضنفر مي پرسن امام اول کيه؟مي گه:يه کم راهنمايي کنيد.مي گن شمشيرش معروفه.مي گه:زورو 

.....................

پروفسور ايراني از پروفسور خارجي سوال مي کنه:چرا شما

خارجي ها بعد از يه اسم يه اسم ديگه مي ياريد مثل آشغال پاشغال،چيز ميز،....پروفسور خارجي در جواب مي گه:ما که نمي گيم اين....دهاتي مهاتي ها مي گن!!!

.....................

شيرازيه زنگ ميزنه فرودگاه و مي گه کاکو شيراز تهران چه قدر راهه؟ کارمنده مي گه:يه لحظه...!شيرازيه مي گه خيلي ممنون و گوشي رو قطع مي کنه!

.....................

غضنفر مي خواسته زنشو طلاق بده ميره دادگاه. قاضي: چرا بعداز ده سال ازدواج مي خواهي زنتو طلاق بدي؟ ترکه: آخه آقاي قاضي از همان روز اول ازدواج همش چيزا رو پرت ميکرد طرفم. قاضي: خوب چرا حالا بعداز ده سال آمدي براي طلاق؟ غضنفر:اخه تازگيها نشانه گيريش خوب شده

 

.....................

غضنفر داشت اظهار نظر مي‌كرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف مي‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! غضنفر گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته

.....................


از غضنفر مي پرسند: مي دوني چرا غواص ها به پشت مي پرن تو آب؟ مي گه: چون اگه به جلو بپرن مي افتن تو قايق!

.....................
قلب پسرها مثل پارکينگي است که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد

.....................
قلب براي زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.عالم براي مرد يك قلب است و زن عالمي است

.....................
مي دوني مزاياي مجرد بودن چيه؟

از هر طرف تخت که عشقت بکشه مي توني بياي پايين!

ميدونيد پر بيننده ترين سايت تو ايران چه سايتيه؟
جواب: مشترك گرامي دسترسي به اين سايت امكان پذير نمي باشد

 

ترکه با بچه اش داشته از كنار يه اسطبل رد ميشده، اسب رو به بچه اش نشون ميده و ميگه: اينو ببين، باز هم درس نخون

پسر ترکه كه شب ها خروپف مي كرده به باباش ميگه: بابا چه كار كنم شبها از صدا ي خروپف خودم خوابم نمي بره؟
ترکه ميگه: خوب برو توي يك اتاق ديگر بخواب

غضنفر براي اولين بار زنگ ميزنه خونه دوست دخترش(غزاله) و به باباي غزاله که گوشي رو ور داشته بوده ميگه:آقا گوربان سنه گوشي رو بده به گزاله(غزاله) کارش دارم.
باباهه هم هر چي فحش بلد بوده نثارش ميکنه و قطع ميکنه.
فردا غزاله به غضنفر ميگه ببين وقتي زنگ ميزني به خونمون اگه بابام ورداشت يا حرف نزن يا اگه زدي يه چيز پرتي بگو که بگه اشتباهه و مثل ديشب فحش و فحش کاري نشه.
غضنفر دفعه بعد که زنگ ميزنه، باز باباهه ور ميداره هول هولکي ميگه :آقا ببخشيد اونجا ميدان انقلابه؟
باباي دختره هم که اين احمق رو شناخته بوده ميگه آره کره خر اينجا ميدونه انقلابه، زر بزن ببينم چي ميگي؟
غضنفر هم ميگه : پس قربون دستت گوشي رو بده به گزاله خانم

 

يک ترکه داشته براي دوستاي تعريف ميکرده که: ... اين رئيس ما آدم خيلي بي ملاحظه و خودخواه و بي توجه و ...
دوستاش ميگن جطور مگه؟
ترکه ميگه: مثلا توي اداره بين همه کارمندان يکهو شروع ميکنه به بلند بلند صدا کردن من و الکي سوال کردن، خلاصه جلوي همه آبروي منو ميبره.
دوستاش ميگن: خوب صدا کردن يا سوال کردن از يک نفر جلوي بقيه که اشکالي نداره؟
ترکه ميگه: آره اشکالي نداره، ولي نه درست آنوقتهايي که من خوابيدم

 

يه تهرونيه با دوست ترکش داشته مشورت ميكرده که ...، آره، فلانى آمده از من پول قرض مى خواهد، تو صلاح مى دونى بهش پول قرض بدم ؟
ترکه ميگه: آره آره حتما بده.
تهرونيه ميگه: چرا؟
ترکه ميگه: چون اگر تو بهش قرض ندى، مياد سراغ من

اولي: دكتر به من گفته موقع كاركردن سيگار نكشم.
دومي: خوب پس حالا ديكه سيگار نمي كشي.
اولي: نه حالا ديگه كار نميكنم

 

يک مرد احمق به يک زن ميگه: ساکت باش اما
يک مرد دانا به يک زن ميگه: نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

 

آدم تا وقتي زن نداره فقط زن نداره، وقتي هم که زن داره فقط زن داره

 

يه روزيه تركه حواسشو جمع مي كنه ميره جاي ديگه پهن ميكنه

 

يه روز آشغالي مياد دم درخونه ترکه، ميگه آقا آشغال داريد؟
ترکه داد ميزنه تو خونه خانم آشگال داريم؟
زنش ميگه آره آره داريم!
ترکه ميگه آره داريم، نميخايم

 

لره مياد تهران ميبينه همه آستين کوتاه پوشيدن.
ميگه: عجب، پس اينا دماغشونو با چي پاک ميکنن؟

 

يه اصفهانيه ميره پيش روانپزشک ميگه: آقاي دكتر به دادم برس، دارم ديوانه ميشم، هر شب يک ديو دو سر مي آيد سراغم
روانپزشك بعداز اينکه يک سري سوالات و آزمايشات ميکنه ميگه: آقا، معالجه شما يک ميليون تومان خرج داره
اصفهانيه ميگه: ميدوني چيه، ،آقاي دکتر، اصلاً ولش كن. خودم ميرم يك طوري با ديوه کنار ميآم

 

يك تهراني داشت براي يك آباداني خالي مي بست، ميگه: من يك سگ دارم که وقتي ميخواد بياد تو خونه در ميزنه!
آبادانيه ميگه: ولك، مگه كليد نداره ؟

پسر: بابا، فرق اسراف با صرفه جويي چيه؟
بابا: فرقش اينه که، مثلاً من هر وقت واسه خودم يک چيزي ميخرم بقول مادرت، اسرافه. ولي هر وقت براي اون يک چيزي ميخرم، ميگه اين عين صرفه جوييه!

 

معلم: خوب بگو ببينم، اگه توي خيابون يکي يک خر رو گرفته و ميزنه و من برم جلو و از اين کارش ممانعت کنم، به اين کار من چي ميگن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!

 

تركه خودشو به موش مردگي ميزنه، گربه ميخوردش.

 

مردي که زياد مشروب مبخورد بخاطر دل درد رفت پيش دکتر.
دکتر بعداز معاينات مفصل ميگه: من علت درد شما را نميفهمم، فکر کنم بخاطر مشروب خوري زياد باشه.
يارو ميگه: عيب نداره آقاي دکتر، من ميرم يک وقت ديگه ميام که شما مست نباشين.

 

به عقيده اصفهاني ها خنده از گريه بهتر است، چون موقع خنديدن انسان نم پس نميدهد

 

يارو ميره خواستگاري، باباي دختره ميگه: من براي مهريه دخترم هزار سكه طلا ميخوام!
يارو ميگه: خيلي زياده، ما قبل از اينجا، رفتيم چهارتا خونه پايين تر يه دختر پيدا كرديم، فقط 14 تا سكه مهريه اشه، تازه حامله هم هست

سر درس دستور زبان معلم از شاگردش مي پرسه: اگر تو الان بگي "از مدرسه خوشم مي‏آيد" اين جمله داراي چه حالتيه؟
شاگرد ميگه: حالت استثنايي

 

يك بابايي رو ميخواستند تو آذربايجان اعدام كنند. بهش ميگند: چون تو اينجا غريبه هستي و مهمان ما به حساب مياي، ما بهت يك تخفيف ميديم، تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني. يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي، يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! ميزنده زير خنده، ميگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببين! تركا بهش ميگن:بخند! وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت ميفهمي

 

يه هليکوپتر ميره روستاي حيف نون اينا! مردم مي گن سر و صدا نكنيد تا زنده بگيريمش

sms

من تازه فهميدم كه تو تنها كسي هستي كه تو جاده هايه پر پيچ و خم زندگي تنهام نميذاري و هميشه بهت اعتماد دارم.ازت ممنونم لاستيك دنا

اگه خسته اي: به من تكيه كن
اگه تنهايي: بيا پيشم
اگه بي پناهي: پناهتم
اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد

 

اسمت رو باغچه نوشتم . شکفت! روي درخت نوشتم .ميوه داد . توي صحرا نوشتم . لاله زار شد !آخه عزيزم پشکل هم اسم شد ؟!

 

و درختي هستي پر از احساس و محبت و سايه اش از عشق كه من الاغم را به ان ميبندم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 16:20  توسط من  | 

داشتم پستهای گذشتم رو میخوندم

دیدم چقدر ادبیاتم افت کرده

و خودم

حسرت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 15:52  توسط من  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 15:49  توسط من  | 

شیشه مشروب


يک روز يک زن و مرد ماشينشون با هم تصادف بدي مي کنه .

 

بطوريکه ماشين هردوشون بشدت آسيب ميبينه .ولي هردوشون بطرز معجزه آسايي جان سالم بدر مي برند.

وقتي که هر دو از ماشينشون که حالا تبديل به آهن قراضه شده بيرون ميان اون خانم بر ميگرده ميگه :

آه چه جالب شما مرد هستيد... ببينيد چه بروز ماشينامون اومده !همه چيز داغان شده ولي ما سالم هستيم .اين بايد نشانه اي از طرف خدا باشه که اينطوري با هم ملاقات کنيم و زندگي مشترکي را با صلح و صفا آغاز کنيم ! مرد با هيجان پاسخ ميگه:

"بله کاملا" با شما موافقم اين بايد نشانه اي از طرف خدا باشه !"

بعد اون زن ادامه مي دهد و مي گه :

"ببين يک معجزه ديگه. ماشين من کاملا" داغان شده ولي اين شيشه مشروب سالمه .مطمئنا" خدا خواسته که اين شيشه مشروب سالم بمونه تا ما اين تصادف خوش يمن رو جشن بگيريم !بعد زن بطري رو به مرد ميده .مرد سرش رو به علامت تصديق تکان ميده و درب بطري رو باز مي کنه و نصف شيشه مشروب رو مي نوشد.بعد بطري رو برمي گرداند به زن .زن درب بطري را مي بندد و شيشه رو برمي گردونه به مرد.

مرده مي گه شما نمي نوشيد؟!

 زن در جواب مي گه :

نه . فکر مي کنم بايد منتظر پليس بشم..!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 2:25  توسط من  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 1:19  توسط من  | 

خاک گرفته

این خانه مجازی من خاک گرفته

مثل روحم

فرزندم دارد میمیرد

نگران روزی هستم که این جنین عشق تاوان ندانم کاریهای مرا پس بدهد

طفلکی          گناه دارد

میخواهم مادر خوبی باشم

اما مثل اینکه بلد نیستم

عادت کرده ام تر و خشک را با هم بسوزانم

دیگر بس است باید جوانی کرد و تغییر

تغییر برایم سخت شده

شاید دارم پیر میشوم

به من اجازه جوانی بده

دلیل بودنم

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:49  توسط من  | 

حال میکنین

۱ ماه نیستم

بعد یکهو میام میترکونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 1:23  توسط من  | 

یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا...این چه آشناست ! بعد از
یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم... این همون کره خریه که امروز تو
آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !

غضنفر شب که میشه میخوابه خواب حنا بندون عروسیشو میبینه صبح که از خواب بلند
میشه میبینه تو خودش ریده دستشو تو شورتشه!

به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام
درسمو ادامه بدم !!

غضنفر بابا ش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه

به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت
ابوالفضل رو می کنه!!!

غضنفر آشغال میره تو چشماش سره ساعت 9 میشینه دم در

پلیس به غضنفر: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!!
پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!

به غضنفر میگن با آب و برق و خاک جمله بساز
میگه: خاک بر سر من که آبم مثل برق میآد

غضنفر میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر میگه: نه
آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!

غضنفر به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! غضنفر میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من
خودم زن دارم

یه روز غضنفر میره داروخانه میگه اقا ببخشید کاندوم دارین دکتوره که فارس بود
میخواد غضنفر رو دست بندازه میگه: داریم عزیزم ولی انواع مختلفه میخی گیفی
عسلی و... داریم. از کدوم یکی بدم. غضنفر میگه:والاه منکه از اینجور چیزا
سر در نمیارم ولی فکر کن. طرف خواهر مادر خودته یچیز خوب بده.

غضنفر رفته بود زیارت امام رضا. بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه
اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی. نیگاه کرد
، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!
غضنفر میره آمپول بزنه، تا دکتر سوزن رو میزنه، پا میشه داد میزنه: حیوون، مگه
کوری، سوراخ به این گندگی، چرا میزنی بغلش؟

غضنفر میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش. میاد خونه بعد یه
مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف نمیزنه، خوب دقت
میکنه!!

به غضنفر یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن
چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم
یه روز یه غضنفر روی خر بدون پالان میشینه به جرم همجنس بازی میگیرنش

غضنفر داشته کباب درست می کرده می بینه یه گربه داره نگاه می کنه داد می زنه آی
بلال شیر بلاله

یه غضنفر میاد تهران یه دونه پرشیا صفر می بینه میزنه شیشه هاشو خورد می کنه
صاحبش می گه چرا این کارو کردی؟ مگه مرض داری؟ غضنفر می گه اه مال تو بود
فکر کردم مال شوکته

غضنفر می ره هیئت راش نمی دن خودش می ره هیئت می زنه هیچکـ..س رو راه نمی ده

غضنفر عاشق خدا می شه کعبه می کشه از توش تیر رد می کنه

 

یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن
بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم

غضنفر باباش میمیره میخواسته خاکش کنه جو میگیرتش باراندازش میکنه

غضنفر می ره توالت افتاب رو می شکنه یکی می گه چرا افتابه رو شکوندی؟
می گه ایلده واسه من فیگور می گیره پدر سگ

یه ایرونی، یه آلمانی، یه اسپانیایی و یه غضنفر
سوار هواپیما بودن که زیر هواپیما درمی ره، همه، حتی خلبان، از میله بالای
هواپیما آویزون می شن، خلبان می گه: یکی از شماها باید از هواپیما بپره
بیرون، غضنفر یه می گه: من می پرم به یه شرط: همه تون برام کف بزنین،
همه براش کف می زنن و سقوط می کنن

 

غضنفر داشته تو خیابون میرفته، یه انگلیسیه ازش میپرسه:
Sorry, do you know what time it is? غضنفر هم که
تو انگلیسی بیلمزِ بیلمز بوده، برمیگرده میگه: ایلده من که
نفهمیدم چی گفتی، ولی محض احتیاط، کس ننه خوار کسده‌ت!

به غضنفر میگن یه فحش باحال بده. میگه: نافم تو چشت. میگن:
بی‌مزه.... اینم شد فحش؟ غضنفر میگه: آخه وقتی نافم بره توی
چشت، کیرم میره توی دهنت.

یه اردبیلی با یه اردکانی دعواش میشه، می‌گه: ارم به ارت در، بیلم تو کونت!

یه روز یه غضنفر یه دختره رو می‌کنه و دختره هم حامله می‌شه.
دختره ناراحت می‌شه و می‌گه: باید بیایی و منو بگیری. غضنفر می‌گه:
حالا باید چیکار کنم؟ دختره می‌گه: باید بیای خواستگاری. خلاصه غضنفر
میره خواستگاری و ننه بابای دختره میگن: ما باید خوب فکر کنیم
و بعد به شما جواب می‌دهیم. بعد از یه هفته غضنفر برای جواب میره.
بابا دختره میگه: ما با بزرگان و ریش‌سفیدهای فامیل مشورت کردیم
و نتیجه گرفتیم که: حاضریم بچه حرومزاده داشته باشیم ولی
داماد ترک نداشته باشیم!

غضنفر میره دکتر میگه: آقای دکتر تخمم درد میکنه، دکتر دست میزنه میگه:
الان چهاحساسی داری؟ میگه: دکتر جون دوست دارم ادامه بده

غضنفر رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه:
اگه مردین یه فاز یه فازبیاین جلو

غضنفر می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده.میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟
میگه: بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن

غضنفر واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن.
رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ غضنفر یه
خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی

غضنفر میره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است...
میگه: دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود!!!

غضنفر پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه
می ره انگشت می کنه تو چشمراننده قطار

غضنفر سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده....

به غضنفر می گن شما ایمیل دارین؟ می گه نه خیلی ممنون
من تازه غذا خوردم نوشجان!!!

غضنفر تو جوی آب تف میکنه میره دنبالش پاشو بگذاره روش

غضنفر کدو تنبل میخره میگذاردش کلاس تقویتی

غضنفر سوار الاغ داشته میرفته.هر که به او نگاه میکرده میگفت:
چیه خر دو طبقه ندیدی

غضنفر میره استادیوم، جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ
بالای سرش رو با تعجب نگاه می کرده! بهش میگن: چرا فوتبال
نگاه نمیکنی؟ میگه: دنبال کلمه زنده میگردم

 

به غضنفر می گن این میس کال که می گن چیه؟ می گه نمی دونم والا
ولی فکر کنم یه واحد اندازه گیری باشه........مثل یه مثگال زعفرون

تو استخر اهنگ تایتانیک می ذارن غضنفر غرق می شه

غضنفر تو خواب دعواش می شه شب بعد با بچه محلاش می خوابه

غضنفر می خواسته خودکشی کنه می ره تو گلدون می گه به من اب ندین

غضنفر عاشق می شه روی در خونشون تابلو می زنه بزودی
در این مکان عروسی برگزار می شود

غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت

غضنفر از تاکـ..سی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی.
راننده میگه من که چیزی نگفتم.غضنفر می گه بعدا که می گی

غضنفر جلو در دبیرستان دخترونه میوفته تو جوب واسه اینکه ضایع نشه
می گه: هرکی منو دراورد مال خودش

به غضنفر میگن این خیابون کجا میره ؟
میگه من 40 ساله تو این خیابون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره

 

غضنفر شب ادراری داشته. یه روز صبح از خواب بیدار میشه میبینه جاش خشکه!
از خوشحالی میرینه به خودش !

یه روز یه غضنفر که فلج بوده میره مرقد امام رضا و داشته گریه
میکرده و از امام شفاعت میخواسته که یه خانم هم میاد و کنارش دعا
میکنه که ای امام معصوم من بچه دار نمیشم کمکم کن تا بچه دار
شم , غضنفر عصبانی میشه و میگه خانوم اینجا
بخش اورتوپدیه , زنان زایمان اونطرفه

غضنفر سکه میندازه صندوق صدقات سوارش می شه

غضنفر می ره دزدی تفنگو می ذاره پشت گردن یارو می گه
تکـون بخوری با لگد می زنم توکمرت

غضنفر شب عروسیش غذا گیرش نمیاد قهر می کنه می ره

غضنفر با دوست دخترش رفته بوده بیرون یه دفعه می خوره
زمین واسه این که کم نیاره می گه حرکتو حال کردی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 1:16  توسط من  | 

غضنفر به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! غضنفر میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من
خودم زن دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:57  توسط من  | 

یکی که خودش میدونه کیه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن...
۶۰ تاشون حالیش می کردن!!!

پ ن ۱:تا این قدر خودت نگی من خنگم

پ ن ۲:چیه مگه تا حالا پست ۲ نفره ندیدین

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:54  توسط من  | 

گلم : ميبيني هنوز همانم ، همان قدر عاشق ، همان قدر بي دل ، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم ، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم ...

۲ ماه و ۲۱ روز

از امروز

در آغوشم بودي! قطره اشکي بر گونه ات لغزيد خواستم با انگشتانم آن قطره اشک را پاک کنم اما...! اما، آن قطره اشک براي انگشتانم آشنا بود ... آشنا بود...؟ يادم آمد....! آن هنگام که خداوند تو را مي آفريد خاک تو را با اشکهاي من سرشت، راستي به گونه هاي خيس من نگاه کن، اشکهاي من براي انگشتان تو آشنا نيست! زندگي مسابقه نيست زندگي يک سفر است و در آن مسافري باش که در هر گامش ترنم خوش لحظه هاست

 

هرگز انتظار ندارم مرا همانقدر دوست داشته باشي كه دوستت دارم. اين توقعي است غيرمنصفانه! من بايد عاشق تو باشم - در حد ممكن عشق, و آرزومند آن باشم كه مرا بخواهي - هرقدر كه مي خواهي

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:45  توسط من  | 

لره تو كيوسك تلفن بوده، بيرون كه مياد ازش مي‌پرسند سالمه؟ ميگه: سالمه فقط آفتابه نداره

این منو یاد دیدگاه بعضیا نسبت به پستهاشون(شغلی) میندازه

پ ن ۱:این هیچ ربطی به اون مردک استاد دانشگاه زنجان نداره

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:43  توسط من  | 

 ██████████████████████████████
مشترک گرامی دسترسی به این پست امکان پذیر نمی باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:40  توسط من  | 

يه خانومي وارد داروخانه ميشه و به دكتر داروساز ميگه كه به سيانور احتياج داره!
داروسازه ميگه واسه چي سيانور مي‌‌خواي؟
خانومه توضيح ميده كه لازمه شوهرش را مسموم كنه.
چشم‌هاي داروسازه چهارتا ميشه و ميگه: خدا رحم كنه، خانوم من نمي‌تونم به شما سيانور بدم كه بريد و شوهرتان را بكُشيد! اين بر خلاف قواننيه! من مجوز كارم را از دست خواهم داد... هردوي ما را زنداني خواهندكرد و ديگه بدتر از اين نميشه! نه خانوم، نـــه! شما حق نداريد سيانور داشته باشيد و حداقل من به شما سيانور نخواهم داد.
بعد از اين حرف خانومه دستش رو ميبره داخل كيفش و از اون يه عكس مياره بيرون؛ عكسي كه در اون شوهرش و زن داروسازه توي يه رستوران داشتند شام مي‌خوردند.
داروسازه به عكسه نيگاه ميكنه و ميگه: خُب، حالا.... چرا به من نگفته بوديد كه نسخه داريد؟؟!!

نتيجه‌ي اخلاقي: وقتي به داروخانه مي‌رويد، اول نسخه‌ي خود را نشان بدهيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:38  توسط من  | 

خياروهلو و سيب جلوي شماست. بين اين 3 ميوه كدام را انتخاب مي كنيد؟ (تمركز كنيد و جواب را در ذهن خود نگه داريد. حال ويژگيهاي شخصيّت خود را مطابق جوابتان بيابيد)

جواب:
اگر هلو را انتخاب كرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد كه هلو دوست دارد!
اگر سيب را انتخاب كرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد كه سيب دوست دارد!
اگر خيار را انتخاب كرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد كه خيار دوست دارد!
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:36  توسط من  | 

دوستی داری دوستت دارد دوستش بدار
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:34  توسط من  | 

این پست paste-copy یکی از کامنتامه

گفتم اینجا بزارم تا یه ۲ زار کاسب شین

سلام دوست عزيز
چرا از وبلاگت مثل ساير وبلاگا بهره برداري نميکني؟
مگه از وبلاگاي ديگه چي کم داري
از خيلي هاشون خيلي هم بهتري
تو ميتوني به راحتي با قرار دادن چندتا تبليغ تو وبلاگت
شروع به کسب درآمد کني
اگه دوست داري بيا به وبلاگ من تو وبلاگ من( آدرس پايين صفحه ) کنار وبلاگ يه بنر هست روش نوشته شده ((( وبمستر ها هر کليک 500 ريال ))) رو ا ون کليک کن برو توش عضو شو(عضويت رو کليک کن ) بعد سايت يه سري تبليغات به تو ميدن و تو بايد اونارو تو وبلاگت بزاري و اينتوري بتوني پول دربياري.
اين نکته رو هم بگم اگه شماره حساب نداري تا پول توش واريز کنيم ميتوني قبل از باز کردن يک حساب, به جاي شماره حساب 10 تا يک وارد کني و آخرش هم 3 تا صفر تا 13 رقم بشه و هروقت حساب بازکردي از ويرايش حساب, شماره حساب جديدتو بدي
اگه هم به مشکلي برخوردي بيا به وبلاگ من تا به سوالات جواب بدم
شانس هميشه در خونه ي آدمو نميزنه
موفق و پيروز باشي
آدرس وبلاگ من اينه
http://www.pana2.blogfa.com/

فرصت و شانستو واسه پولدار شدن از دست نده @@@
http://www.pana2.blogfa.com/


دوست عزيزم
طريقه تبليغ تو سايتتون اينطوريه که :

شما ابتدا بايد روي تبليغ(( وب مسترها هر کليک 500 ريال)) در وبلاگ من

(http://www.pana2.blogfa.com/ )کليک کنيد،بعد صفحه اي براتون باز ميشه که تو کادر گوشه سمت راست نوشته عضويت در سيستم ،بايد روي اون کليک کنيدودر سيستم عضو بشيدبعد از اينکه عضو شديد مي تونيد براي سايتتون تبليغ بزاريد و تجارت کنيد بالاي سمت راست اون نوشته شده تبليغات گرافيکي . کليک کنيد هر تبليغي رو که مي خواين يک صفحه داره که توش يک سري کد نوشته شما بايد اون کد ها رو select all کنيد (Ctrl+ A) بعد راست کليک کنيد وکدها رو کپي کنيد بعد بياين تو blogfa اونجا تنظيمات سيستم رو باز کنيداونجا يک کادر شبيه همون کادري که کپي کرديد داره( کادر پايين رو مي گم) اونجا past کنيد همون کد ها اونجا وارد مي شه بعد رو ثبت تنظيمات کليک کنيد و وبلاگتون آماده است.

يادت باشه که شانس فقط يه دفعه در خونه ادمو ميزنه

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 5:18  توسط من  | 

عاشق این اسمیلیتیم من

دقیقآ حال امشب منه

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 5:13  توسط من  | 

دستات یه چیزی میگن

لبات یه چیزی

رفتارت یه چیز دیگه

دفترچتم..............

 

 

 

گه گیجه گرفتم کدومو باور کنم من

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:45  توسط من  | 

مستانه خانوم همیشه همین طور بوده هست و خواهد بود

در ضمن من نمیدونم چجوری باید از شما خواهش کنم

لطفآ آدرس وبتون رو زیر کامنتاتون بزارین

اونهاییرو که لینک کردم باید وبمو باز کنم و دنبالشون بگردم اونهاییم که لینک نکردم ..........

ایشاا... افتاد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:43  توسط من  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:37  توسط من  | 

به طرز عجیبی هر طرفی که میرم دارم میخورم به چیزی که ازش بدم میاد

کجای راهو دارم اشتباه میرم خدا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 2:14  توسط من  | 

مثل فرانسوی : شوهر و بچه را هرچه در بازی های خود آرام بگذارید بیشتر به شما محبت پیدا میکنند .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 3:26  توسط من  | 

عشق من ...



دستت را در دستم بگذار ...



بگذار باتو پروازی به بلندای آسمان کنم ...



بگذار از دریچه ی چشم زیبای تو به فردا بنگرم ...



بیا از اندیشه هم بگذریم ...



نا به دشت های محبت سفر کنیم...



آنجاکه پروانه های عاشق ...



سردر پی هم میکنند ...



تا بارنگ زیبای بالهایشان ...



زیبایی خیال مارا دوچندان گردانند ...



بگذار قلب کوچک من ...



در سینه ی پر مهر تو تپیدن آغاز کند ...



می خواهم با تو به فردا برسم ...



آری عشق من ...



بگذار بتو بگویم چه می کشم ...



و تو ببینی که از فراقت پریشان حال خواهم شد ...



رحمی بر من عاشق کن ...



بر بام امیدهایم بنشین ..

و نازنینم کاخ سعادت من باش ...



می خواهم با تو مشق عشق را بنویسم ..

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 3:5  توسط من  | 

یه سر به وبهایی که این بازیو انجام دادن و کامنتهاشون انداختم

دیدمwow

ما چقدر دختر داریم که سکسو گزاشتن واسه روز آخر

شما به این دسته افراد چی میگین؟

من که میگم.......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 2:24  توسط من  |